چطور در عرض ۵ ماه حقوقم را دوبرابر کردم؟

نویسنده : سید ایوب کوکبی ۲۷ تیر ۱۳۹۸

۶ ماه قبل شغلم را که یک جاوا اسکریپت‌ کار جونیور بودم ترک کرده و راهی سفری ۵ ماهه به جنوب شرقی آسیا شدم. یک هفته پس از بازگشت به انگلستان سه پیشنهاد شغلی دریافت کردم که یکی از پیشنهادها حقوقی تقریباً دوبرابر شغل قبلی‌ام پرداخت می‌کرد. کار ساده‌ای نبود ولی ارزشش را داشت. در این نوشته به شما خواهم گفت برای گرفتن این شغل چه کارهایی انجام دادم.

هدف‌گذاری پیش از سفر

داشتم برای سفری ۳ تا ۶ ماهه به جنوب شرقی آسیا برنامه‌ریزی می‌کردم و تصمیم داشتم موقعی که برگشتم شغل بهتری داشته باشم. از شغل فعلی‌ام یعنی جونیرو دولوپرِ جاوا اسکریپت سه چیز را می‌دانستم:

  • اینکه عاشق کدنوشتن هستم؛
  • به توسعۀ بکند علاقه دارم؛
  • تمایل چندانی هم به یادگیری انگولار ندارم.

با این اطلاعات هدفی برای خود تعریف کردم تا بعد از پایان سفر به آن نقطه رسیده باشم. در واقع باید تمام چیزهایی که برای رسیدن به این هدف لازم بود را طی سفر یاد می‌گرفتم. هدفِ نهایی من این بود: یک فول استک دولوپر متوسط.

بررسی اولیه

برای رسیدن به این هدف بایستی نقاطی که نیازمند بهبود در آن‌ها بود را می‌یافتم. بدین منظور آگهی‌های استخدام مرتبط را درآوردم و مهارت‌هایی که هر یک نیاز داشتن را نوشتم.

با بررسی‌های انجام شده موارد مشترک تمام آگهی‌ها را استخراج کردم:

  • درک قوی از جاوا اسکریپت؛
  • آشنایی حداقل با یک فریم‌ورک (React یا Angular)؛
  • توانایی کار با REST API؛
  • دانش کافی دربارۀ یک یا دو دیتابیس (معمولاً MongoDB یا SQL).

برنامه‌ریزی

با اطلاعات جمع‌آوری شده به خوبی فهمیدم که باید در چه حوزه‌های دانش و مهارتم را تقویت کنم:

  1. اولین کار به پایان رساندن مطالعۀ کتاب‌ You Don’t know JS بود. این کتاب در چند جلد نخست مقدمات جاوا اسکریپت را خیلی خوب به من آموزش داد. بنابراین تصمیم گرفتم سایر جلدها را هم برای درک عمیق‌تر و آشنایی با مباحث پیشرفتۀ جاوا اسکریپت مطالعه کنم؛
  2. بایستی در یکی از فریم‌ورک‌های فرانت اند حرفه‌ای می‌شدم. از بین Angular, Vue و React فریم‌ورک React را انتخاب کردم. البته قبلاً با این فریم‌ورک کمی کد نوشته بودم و تا حدودی به آن علاقه داشتم. طرفدار آنگولار نبودم و Vue هم درخواست شغلی کمی داشت. پس این دو را کنار گذاشتم و همان React را انتخاب کردم؛
  3. بعلاوه بایستی در نوشتن Rest API تخصص پیدا می‌کردم. در این حوزه خیلی حرفه‌ای نبودم و باید همه چیز را از صفر شروع می‌کردم. برای شغلی که در ذهن داشتم این مهارت خیلی ضروری بود. پس حتماً باید یاد می‌گرفتم؛
  4. در آخر باید یک دیتابیس یاد می‌گرفتم که از بین گزینه‌های مختلف MongoDB را انتخاب کردم؛ هم دیتابیس مشهوری بود و هم مهارت NoSQL به رزومه‌ای اضافه می‌شد.

مطمئن نبودم چند وقت در سفر باشم. بنابراین تصمیم گرفتم برای یادگرفتن این چیزها برنامه‌ریزی کنم:

  1. یادگیری React (و Redux) با خواندن کتاب You Don’t Know JavaScript؛
  2. یادگیری MongoDB؛
  3. انجام پروژه با چیزهایی که یاد گرفتم؛
  4. یادگیری چیزهای دیگر.

آغاز یادگیری React, Rdux و خواندن کتاب You Don’t Know JS

قبلاً با ویدیوهای یوتیوب و آموزش‌های اینترنت کمی با React کار کرده بودم ولی این بار تصمیم گرفتم که این فریم‌ورک را به صورت درست و اصولی یاد بگیرم. این تصمیم باعث شد تا در یکی از دوره‌های یودمی تحت عنوان React JS and Redux: Mastering Web App شرکت کنم.

این دوره فوق‌العاده بود. تجربیات قبلی من با React خیلی کمک‌کننده بود ولی هیچ اطلاعاتی از Redux نداشتم. در پایانِ دوره اعتماد به نفس بالایی داشتم و احساس می‌کردم هر وب‌سایت پیچیده‌ای را با دو فرمت React و Redux می‌توانم درست کنم.

بخوانید  چند توصیۀ برنامه‌نویسی به تازه‌واردان

از آنجایی که برای تعطیلات به آسیا رفته بودم، یادگیری هدف اصلی‌ام نبود. به همین خاطر هفته‌ای یکی دو بار و هر بار یکی دو ساعت به تماشای دوره اختصاص دادم. با این اوصاف دو هفته طول کشید تا دوره تمام شد.

موقعی که پشت لپ‌تاپ بودم چند کتابِ آخر سری You Don’t Know JS را می‌خواندم و مابین استراحتم در هنگام کوه‌نوردی نسخۀ گیت‌‌هاب این کتاب را در گوشی مطالعه می‌کردم.

با مطالعۀ این کتاب چیزهای زیادی یاد گرفتم. تا آن موقع نمی‌دانستم یادگرفتم چیزهایی مثل Promise اینقدر دشوار و پیچیده است.

یادگیری MongoDB

خب حالا که به اندازۀ کافی کدنویسی فرانت اند تمرین کرده بودم نوبت بکند بود.

دوباره سراغ یودمی رفتم. یکی از ویژگی‌های خوب دوره‌های یودمی جامعیت آن است. شاید در هر موضوعی که بخواهید در اینترنت و یوتیوب آموزش‌های رایگان پیدا کنید ولی هیچ یک از آن‌ها اطلاعات کامل به شما نمی‌دهند.

خب حالا سوال این بود که چه دوره‌ای را انتخاب کنم. چند مورد وجود داشت: دوره‌های رایگان، دوره‌های پولی، کوتاه یا طولانی.

تصمیم گرفتم سرمایه‌گذاری کنم و یکی از این دوره‌‌ها را خریداری کنم (۱۰ دلار برای این همه اطلاعات واقعاً ناچیزی است). برای این منظور سه آموزش پیدا کردم که بین ۷ ساعت تا ۲۵٫۵ ساعت متغیر بودند.

ابتدا وسوسه شدم آن دورۀ ۷ ساعته را بردارم. چون در عرض یکی دو هفته می‌توانستم تمام کنم و به تعطیلات هم برسم. از طرفی دورۀ ۲۵ ساعته مباحث بیشتری را پوشش می‌داد. با توجه به این موضوع تصمیم گرفتم کمی سفرم را طولانی‌تر کنم و همین دورۀ ۲۵ ساعته را انتخاب کنم.

Node with React: Fullstack Web Development

نظرات بقیه در مورد این دوره مساعد بود و تصمیم گرفتم همین را انتخاب کنم.

React و Redux را چون قبلاً یاد گرفته بودم دیگر نیازی به یادگیری آن قسمت‌ها نبود. این بخش‌ها را با خیال راحت رد می‌کردم و گاهی با سرعت دو برابر پلی می‌کردم تا یک مرور کلی هم بر مطالب گذشته داشته باشم.

قسمت مربوط به بکند دقیقاً جایی است که این دوره در آن می‌درخشد. مباحث زیادی اعم از احراز هویت، کار با ایمیل، پرداخت‌ها، هندلینگ API Key، توزیع پیشرفته، MongoDB و Mongoose در این آموزش وجود داشت که همین‌ها باعث افزایش طول دوره شده بود. این موضوع هم خوب است و هم بد. من اغلب ویدیوها را با سرعت ۱٫۵ برابر پلی و هر جایی لازم بود Pause می‌کردم.

این دوره بیشتر از قبلی طول کشید ولی نهایتاً بعد از ۱٫۵ ماه تمام شد.

نوشتن مقاله

زمانی که هنوز در چین بودم تصمیم گرفتم مقاله‌ای دربارۀ سختی‌های برنامه‌نویسی در این کشور بنویسم. این مطلب را در سایت freeCodeCamp منتشر کردم و استقبال خوبی از آن شد: ۱٫۶ هزار بازدیدکننده و ۷۹۱ لایک. خیلی جالب بود، مردم مطلب را می‌خوانند و آن را لایک می‌کردند.

تصمیم گرفتم مقالات بیشتری در مورد آموخته‌ها و چیزهای جدیدی که یاد می‌گرفتم بنویسم. این مقالات شروع خوبی برای گفتگو در مصاحبه‌های شغلی هم بود. ساخت یک وبلاگ نیز ایدۀ خوبی است که نشان دهید از کجا شروع کرده و از چه مسیری به کجا رسیده‌اید.

ساخت چیزهایی با مهارت‌های جدیدم

اکنون پس از یادگیری ابزارها و تکنولوژی‌های لازم تصمیم گرفتم چیزهایی با این آموخته‌ها بسازم. در این زمان تقریباً ۳ ماه و نیم در سفر بودم و آماده بودم سه ماه دیگر را به جای دیگری بروم. این یعنی کم کم داشت وقتم تمام می‌شد و باید در اسرع وقت به شغل جدیدم فکر کنم.

بخوانید  چند توصیه به برنامه‌نویسان و مدیران پروژه

اپلای کردن برای مشاغل جدید نیازمند این بود که رزومه و نمونه‌کارهایم را بروز کنم. همین موضوع فرصتی شد تا با استفاده از Node و React رزومۀ آنلاینی برای خودم بسازم. این دقیقاً چیزی بود که ساختم. همانطور که قبلاً گفتم من طراح نیستم ولی چیزی که ساختم کار می‌کرد. من حتی از WordPress API برای میزبانی پست‌های وبلاگ در صفحه استفاده کردم.

چون طراحی بلد نبودم می‌دانستم که ظاهر سایت وحشتناک است. به همین خاطر در یکی از ساب‌ردیت‌های Reddit که کاربران در مورد طراحی و قالب سایت حرف می‌زدند آدرس سایتم را دادم تا بقیه نظرشان را بگویند. پیشنهادات اصلاحی زیادی دریافت کردم طوری که چند ماه باقی‌مانده را باید روی طراحی سایت می‌گذاشتم.

یکی از پیشنهادات خوبی که دریافت کردم استفاد از فریم‌ورک بوت‌استرپ بود که باعث شد سایت جدید به کلی دگرگون شود؛ آن هم بدون هیچ مهارت جدیدی.

اقدام برای شغل جدید

جای بعدی که برای سفر انتخاب کردم ارتفاعاتی در لائوس بود. پیش‌بینی می‌کردم که در آنجا دسترسی کمی به وای‌فای داشته باشم. همین موضوع باعث شد تا لپ‌تاپم را دو هفته‌ای که در لاوس هستم در شهر بانکوک تایلند رها کنم.

وقتی به کمپی در لاوس رسیدم متوجه شدم که ای دل غافل اینجا اینترنت ۴G دارد! یک سیم‌کارت محلی خریدم و با گوشی به اینترنت متصل شدم. می‌دانستم که دو هفته‌ای را باید در لاوس می‌ماندم و قبل از بازگشت به خانه چهار هفته‌ای هم باید به چین می‌رفتم. پس زمانش رسیده بود که برای شغل جدید اقدام کنم.

طی یک ماه و نیم باقی‌مانده برای ۵۰ شرکت رزومه اپلای کردم. در این مدت با ۲۵ نفر در لینکدین گفتگو کردم و موفق به گرفتن ۵ مصاحبۀ شغلی شدم. بیشتر تعاملات من از طریق ایمیل انجام می‌شد ولی اگر شخصی مایل به برقراری تماس بود سعی می‌کردم بهترین مکالمۀ را انجام دهم.

به نظر من تماس صوتی (از طریق موبایل یا اسکایپ و …) راه بهتری برای بهبود ارتباط با دیگران است و شانس شما را برای دعوت به مصاحبه بیشتر می‌کند. اگر با تماس تلفنی یا مکالمه از طریق اسکایپ راحت نبودید می‌توانید از ایمیل استفاده کنید ولی قطعاً شانس کمتری خواهید داشت.

کار روی چند پروژۀ دیگر

در یکی از مصاحبه‌ها از من خواسته شد تا پروتوتایپ سایت شرکت و سرویس ارتباط با مشتری را بزنم. درخواست جالبی بود! مجبور شدم در مورد پروتوتایپ تحقیق کنم و چیزهای جدیدی یاد بگیرم. در همین رابطه چند مقاله نوشتم. وب‌سایت ساخته شده را می‌توانید اینجا ببینید و چگونگی ساخت آن را در این مقالات.

آخرین چیزی که برای این سایت انجام دادم ساخت یک چت بات برای سفارشات مرجوعی بود. حدود یک هفته‌ای را به بررسی عملکرد چت بات‌ها پرداختم و همین خلاقیت عاملی برای استخدام من شد.

شرکت در مصاحبه‌ها

خب حالا ۵ مصاحبه پیش رو داشتم و باید در همۀ آن‌ها شرکت می‌کردم.

من دو مقاله در مورد آمادگی برای مصاحبۀ جاوا اسکریپت و تسلط بر روند مصاحبه نوشته‌ام که البته برای من همۀ آیتم‌های چک لیست تیک خورده بود. خوب می‌دانستم که روی چه قسمت‌های باید تأکید کنم و به سوالاتی که در مورد نقاط ضعفم یا عملکرد شرکت پرسیده می‌شود چطور پاسخ دهم.

بخوانید  خصوصیات افرادی که مناسب کار تیمی نیستند

با وجود اینکه یک شخصیت درون‌گرا بودم ولی تقریباً در همۀ مصاحبه‌ها خوب ظاهر شدم. برای این منظور مجبور شدم خودم را وادار کنم که کمی ارتباط با افراد و جنبه‌های برونگرایی خود را تقویت کنم چون برای مصاحبه به آن نیاز داشتم. اگر احساس می‌کنید در مصاحبه‌ها و گفتگو با سایر افراد خجالتی و ساکت هستید کتابی با موضوع هوش هیجانی و روش‌هایی برای افزایش اعتماد به نفس مطالعه کنید.

پیشنهاد و مذاکره

از بین سه مصاحبۀ اول دو پیشنهاد شغلی دریافت کردم. بعد از مصاحبۀ چهارم متوجه شدم که آن‌ها شرکت مناسبی برای من نیستند و در واقع مایل نبودم پیشنهاد شغلی آن‌ها را بپذیرم. به همین خاطر طوری رفتار کردم که خودشان متوجه شدند پیشنهاد شغلی آن‌ها را قبول نخواهم کرد. شما هم اگر در موقعیت مشابهی گیر کردید طوری رفتار نکنید که شرکت مقابل تصور کند می‌تواند روی شما حساب باز کند. به زبان ساده وقتشان را هدر ندهید!

خب حالا من مانده بودم و دو پیشنهاد شغلی. وقت مذاکره بود و من مذاکره‌کنندۀ خوبی نبودم و آدمی هم نبودم که توانایی زیادی در چانه‌زدن برای حقوق بیشتر داشته باشم. در این باره چند مقاله خواندم.

گزیده‌ای از این مقالات:

ممکن است با خودتان فکر کنید: «خب من که انتظار زیادی ندارم. همین پیشنهاد هم سخاوتیه برای خودش، پس بچسبم این موقعیت خوب رو از دست ندم.»
نه، مذاکره کنید!

یا شاید بگویید «بزار قدم اولو خوب بردارم و با کارفرما وارد چانه‌زنی نشم. هنوز که چیزی معلوم نیست.»
نه، مذاکره کنید.

«این شرکت خیلی کوچیکه و …».
لطفاً خفه‌خون بگیرید. مذاکره کنید.

اگر می‌خواهید در مصاحبه‌ای شرکت کنید توصیه می‌کنم ۱۰ قانون در مذاکرات شغلی را حتماً مطالعه کنید.

قطعاً خیلی در مذاکره حرفه‌ای نبودم ولی چند تاکتیک کوچک به من کمک کرد. دو پیشنهاد مساوی داشتم ولی دلم فقط با یکی از آن‌ها بود. متن کوتاهی نوشتم و بعد از چند نفس عمیق با کارفرمای شرکت مورد علاقه‌ام تماس گرفتم:

سلام Dave، تماس گرفتم تا بهتون چند تا چیز بگم. خیلی ممنون که بهم پیشنهاد کار دادید و بنده رو گزینۀ قابلی برای شرکتتون دونستید. من یک یک پیشنهاد شغلی خوبِ دیگه هم دارم که تا آخر هفته باید در موردش تصمیم بگیرم. در مورد پیشنهاد شما فقط یک چیزی میتونه خیلی شرایط رو بهتر کنه. من تصمیم دارم هر جایی که استخدام شدم به اونجا تغییر مکان بدم. اگر بتونید در کمک هزینه‌های جابه‌جایی به من کمک کنید خیلی خوب میشه.

جملاتی که گفتم شاید خیلی جالب به نظر نیاید ولی بسیار کمک‌کننده بود. من ابتدا از پیشنهادشان تشکر کردم و به آن‌ها فرصتی برای تصمیم‌گیری دادم و نهایتاً بدون اینکه مستقیماً از حقوق بالاتر حرف بزنم آن‌ها را به این مسیر هدایت کردم تا در پیشنهادشان تجدیدنظر کنند.

جمع‌بندی

من ابتدا مهارت‌هایی را که برای شغل مور دنظر نیاز داشتم شناسایی کردم. سپس این مهارت‌ها را به صورت برنامه‌ریزی شده و از طریق دوره‌های آموزشی آنلاین آموختم. برای شرکت‌های مختلفی درخواست شغلی ارسال کردم و نهایتاً ۵ مصاحبۀ شغلی دریافت کردم. در بین ۵ مصاحبه، دو پیشنهاد کاری دریافت کردم و با مذاکره توانستم موردی که بهتر بود را انتخاب کنم. اکنون دو هفته در MissionLabs مشغول به کار هستم و خیلی کارم را دوست دارم.

سید ایوب کوکبی

نویسنده و مترجم...

مطالب مرتبط

0 دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *