ساخت یک اپلیکیشن موبایل چقدر هزینه می‌برد؟

نویسنده : سید ایوب کوکبی ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷

ساخت یک اپلیکیشن موبایل چقدر هزینه می‌برد؟

تلفن‌های همراه، ضمن معرفی کسب‌ و کارهای جدید، کسب‌و کارهای قدیمی را وارد عصر جدیدی کرده‌اند. وب‌سایت‌ها و پلتفرم‌های اجتماعی تنها راه فروش محصول و بالا بردن ارزش ویژه برند نیست. در حال حاضر همه‌ی شرکت‌ها به قدرت اپلیکیشن‌های موبایل و ظرفیت سودآوری آن‌ها پی برده‌اند. ماجرای اسنپ و شکایت سازمان تاکسی‌رانی از این برنامه را یادتان هست؟ این موضوع قدرت نفوذ اپلیکیشن‌های موبایلی را به وضوح نشان می‌دهد. تعجبی ندارد که برنامه‌های موبایل در سال ۲۰۱۷، ۱۹۷ میلیارد دانلود را رقم زده‌اند که این رقم در سال‌های آتی به صورت سرسام‌آوری در حال افزایش است.

 

احتمالاً برای رسیدن به اهداف کسب‌وکارتان هنوز به وب‌سایت خود وابسته‌اید. شاید هزینه‌ی مالی و زمانی ساخت برنامه، شما را از این کار منصرف کرده باشد. اما پرسش اساسی اینجاست که هزینه‌ی ساخت یک اپلیکیشنِ سفارشی موبایل مگر چقدر است که شما را از ساخت آن منصرف کرده است؟

مستقیم برویم سراغ اصل مطلب. بستگی دارد. هیچ فرمول جادویی و دقیقی برای تعیین هزینه‌ی ساخت اپلیکیشن وجود ندارد. پلتفرم برنامه (اندروید، iOS، ویندوزفون و …) مهم است؛ پیچیدگی برنامه مهم است؛ سطح تخصص برنامه‌نویس‌ها مهم است و بسیاری از فاکتورهای دیگر که در تعیین هزینه‌ی ساخت برنامه دخیل هستند. در این مقاله، فاکتورها و متغیرهای تاثیرگذار بر روی هزینه‌ی ساخت برنامه را بررسی می‌کنیم تا اگر قصد ساخت یک اپلیکیشن موبایل داشتید با چشمان باز شروع کنید.

اپلیکیشن سفارشی موبایل چیست؟

بدون وارد شدن به جزئیات تکنیکی، اپلیکیشن‌های موبایل به دسته‌ای از نرم‌افزارها گفته می‌شود که مخصوص اجرا روی دستگاه‌های همراه نظیر اسمارت‌فون‌ها و تبلت‌ها است. سه نوع اپلیکیشن موبایل داریم که هر کدام مزایا و معایبی دارند:Web

  • Web
  • Native
  • Hybrid

اپلیکیشن تحت وب (Web App)، نسخه‌ی موبایل‌پسندی از سایت است که متناسب با سایز کوچک دستگاه‌های موبایل نمایش داده می‌شود. نسخه‌ی موبایلی سایت، مدت‌هاست که به یک استاندارد تبدیل شده و گوگل نیز کم‌کم داشتن چنین نسخه‌ای را عامل مهمی در بهبود سئوی سایت معرفی کرده است. این موضوع باعث شده تا اغلب کسب‌وکارها (اگر نگوییم همه) دارای یک اپلیکیشن تحت وب باشند. اما آمارها نشان می‌دهد که استقبال از برنامه‌های موبایل بسیار بیشتر از وب اپلیکیشن‌هاست.

Native App به اپ‌هایی گفته می‌شود که برای سیستم‌عامل بخصوصی (مثلا iOS یا اندروید) ساخته می‌شوند و معمولا از طریق مارکت‌ها برای دانلود در اختیار کاربران قرار می‌گیرد. این نوع برنامه‌ها بخصوص برای برنامه‌های پیچیده که عناصر زیادی در آن وجود دارد، تجربه‌ی بهتری را برای مشتری به ارمغان می‌آورند. اما عیب اصلی‌شان، نیاز به ساخت نسخه‌ی مجزای برنامه نه‌فقط برای پلتفرم‌های مختلف (iOS و اندروید و …) بلکه حتی نسخه‌های متنوع برای سازگاری با دیوایس‌های مختلف یک پلتفرم مشخص است.

اپلیکیشن‌های هیبریدی (Hybrid App)، پیچیدگی ساختشان کمتر است. این برنامه‌ها تنها با یک زبان‌برنامه‌نویسی نوشته می‌شوند که بر روی پلتفرم‌های مختلفی قابل اجراست و عملکرد آن دقیقا همانند برنامه‌های Native است. طبیعتا این نوع برنامه‌ها به خاطر توسعه‌ی و نگه‌داری راحت‌تر، بیشتر از دو نوع قبلی مورد استفبال قرار می‌گیرند. صرفنظر از ساخت برنامه به صورت Native یا هیبریدی، از یک چیز مطمئن هستیم و آن تغییر فضای کسب‌وکار شما به واسطه‌ی اپلیکیشنی است که می‌سازید.

چرا کسب‌وکار شما نیازمند ساخت یک اپلیکیشن موبایل است؟

احتمالاً تا الان به اندازه‌ی کافی موفقیت اپلیکیشن‌های موبایل و مزیتشان را دیده یا شنیده‌اید. برای یادآوری و اطلاع‌رسانی به آن‌هایی که نمی‌دانند تعدادی از مزایا را معرفی می‌کنیم:

۱- اپلیکیشن موبایل ارزش کسب‌وکار شما را نزد مشتریان افزایش می‌دهد

موبایل‌پسند بودن، موضوعی غیرقابل انکار است و برای ارائه‌ی تجربه‌ی بهتر به کاربران ضروری است. مهم‌ترین مزیت اپلیکیشن‌های موبایل، افزایش دسترسی کاربران و درنتیجه وسعت بخشیدن به بازار هدف شماست. این روزها دست هر کسی یک اسمارت‌فون دیده می‌شود و تقریبا ۲ ساعت و ۵۱ دقیقه از وقت روزانه مردم صرف کار کردن با موبایل می‌شود.

برنامه‌های موبایل به کاربران اجازه می‌دهد تا بدون اینکه نیاز باشد پشت سیستم بروند یا لپ‌تاپ خود را روشن کنند از داخل همان موبایل، هر لحظه و هر مکان با شما در ارتباط باشند. بدین‌ترتیب شما فرصت مناسبی برای ارائه‌ی خدمات بیشتر به مخاطبانتان خواهید داشت از جمله:

  • ارائه‌ی تخفیف‌ها و پیشنهادهای ویژه
  • ارائه‌ی اطلاعات درباره‌ی محصول یا خدمات
  • عرضه‌ی اطلاعات رایگان یا پولی
  • بستری مناسب برای پشتیبانی و بازخورد سریع‌تر از سوی مشتریان
  • و …

چنین مزایایی باعث تقویت ارتباط با مشتری و پرورش وفاداریشان به برند شما می‌شود. نهایتاً برنامه‌های موبایل باعث افزایش ارزش مشتری (یا ارزش طول عمر مشتری CLV) که یکی از شاخص‌های مهم در رشد کسب‌وکارهاست خواهد شد. تقریبا ۹۰ درصد کسب‌وکارها با این موضوع که تجربه‌ی مشتری تاثیری کلیدی روی وفاداری و حفظ آن‌ها دارد موافق هستند.

۲- اپلیکیشن‌های موبایل، مشارکت مشتریان را افزایش می‌دهند

ارزش برند نزد مشتری یک چیز و مشارکت آن‌ها بحث دیگری است. یکی از بزرگترین مزایای اپلیکیشن‌های موبایل، فراهم کردن بستری مناسب جهت افزایش ارتباطات زنده و بلادرنگ، تحکیم روابط دوطرفه و راهنمایی مشتریان در چرخه‌ی فروش است. سرعت، دسترس‌پذیری و راحتی کار با اپلیکیش فرصت خوبی برای جذب مشتری و کار کردن روی تصمیمات خریدشان است.  نتیجه، فروش بیشتر و سود بالاتر است.

۳- برنامه‌ی موبایل بازشناسی برند را افزایش می‌دهد

بازشناسی برند یعنی وقتی لوگوی یک شرکت را دیدید یادتان بیاید که آن را قبلا هم جایی دیده‌اید. اصلا مهم نیست که موضوع کاری آن برند را به خاطر آورید. همین که لوگو به چشمتان آشنا بیاید یعنی برند را بازشناخته‌اید. برنامه‌های موبایل، برند شما را بیشتر در معرض دید کاربران قرار می‌دهد و این یعنی افزایش احتمال خرید. وقتی لوگوی برندتان به صورت ثابت در گوشه‌ای از برنامه، در نوتیفیکیشن‌هایی که ظاهر می‌شود و سایر قسمت‌ها نمایش داده شود، به مرور زمان نامتان بر سرزبان‌ها افتاده و در خاطر افراد باقی می‌ماند. حال وقتی برنامه‌ی شما توسط  هزاران کاربر دانلود و دست‌به‌دست شود در واقع بازشناسی برندتان تقویت خواهد شد. خلاصه‌ی کلام اینکه برنامه‌های موبایل ارزش ویژه‌ی برند را افزایش داده که این موضوع ضمن افزایش نقاط تماس مشتری، چرخه‌ی فروش را هم کوتاه‌تر می‌کند. خیلی ساده است؛ ارتباط بیشتر با مشتریان احتمالی یعنی احتمال افزایش نرخ تبدیل مشتری که به نوبه‌ی خود فروش بیشتر و از آنجا سود بیشتر را به دنبال خواهد داشت.

۴- اپلیکیشن‌های موبایل، کانال دیگری برای فروش بیشتر شماست

اگرچه برنامه‌های موبایل معمولا هرکاری که در سایت انجام می‌دهید را انجام می‌دهند ولی سادگی استفاده از یک اپ موبایلی روی گوشی خودمان کجا و باز کردن یک سایت کجا! در یک برنامه‌ی موبایلی وقفه‌ی کمتری وجود دارد، سرعتر اجرا بالاتر است؛ راحت‌تر خوانده می‌شود. همه‌ی این‌ها باعث شده تا اپ‌های موبایل، کانال بازاریابی مجزایی تلقی شده و با هزینه‌ی کمتر، فروش بیشتر و نرخ تبدیل بالاتر را سبب شوند.

۵- اپلیکیشن‌های موبایل باعث برتری شما بین رقبا می‌شود

اگر دنبال برتر بودن در بازار کسب‌وکارتان هستید به مزیت رقابتی نیازمندید. برنامه‌های موبایل به دو دلیل ارزش رقابتی شما را افزایش می‌دهند:

  • وقتی برای مشتریان ارزش بیشتری قائل می‌شوید، آن‌ها نیز برند شما را ارزشمندتر از بقیه خواهند دید.
  • با گسترش تعداد مشتریان و اشتراک و دست‌به‌دست شدن برند شما میان آن‌ها، بازار وسیع‌تری را در اختیار خواهید گرفت.

۶- برنامه‌های موبایل، منبع مناسبی برای درک بهتر مشتریان است

تحلیل داده‌ها کلید موفقیت کسب‌وکارهاست دقیقا به همین دلیل تبلیغات فیسبوک یکی از بهترین‌ها سیستم‌های تبلیغی شناخته می‌شود چرا که این پلتفرم بر اساس پردازش داده‌های کاربران و رفتار و علایق آن‌ها به صورت هوشمند تبلیغات می‌کند. برنامه‌های موبایل که ممکن است یک شبه به دست هزاران نفر برسد بستری ارزشمند برای جمع‌آوری داده‌ها و درک مشتریان شماست. با این داده‌ها می‌توان شخصیت مخاطب، نقاط درد، دغدغه‌ها و نیازهایش را شناخت تا بر این اساس، آن‌ها را ترغیب به خرید محصول یا استفاده از سرویس کنید. مزایای گفته شده تنها بخشی از منافع اپلیکیشن‌های موبایل بود. قطعا موارد دیگری نیز هست ولی ما به همین‌ها بسنده می‌کنیم. البته این مزایا تنها برای برنامه‌های موفق است. در ادامه شاخص‌های یک برنامه‌ی خوب را معرفی می‌کنیم.

چه عواملی باعث موفقیت و برتری یک برنامه می‌شود؟

همه‌ی برنامه‌ها به موفقیت نمی‌رسند. اما آن‌هایی که به موفقیت رسیده‌اند ویژگی‌های کیفی مشترکی داشته‌اند که تعدادی از آن‌ها را برمی‌شماریم:

۱- ایده‌ای عالی به منظور پاسخگویی به نیازی که تاکنون برآورده نشده است

برنامه‌ی شما باید سودمند و کاربردی باشد، مشکل خاصی را برطرف کرده و نیاز بازار را برطرف کند. برای پیدا کردن یک فرصت طلایی، سه چیز را در نظر داشته باشید: چشم‌انداز برنامه‌های موجود، نیاز بازار و چیزی که شما می‌توانید پیشنهاد دهید.

چشم‌انداز برنامه‌های موجود را موشکافی کنید. برای این کار:

  • اپلیکیشن‌های تاپ در مارکت‌ها را چک کنید. ببینید همه‌ی آن‌ها به صورت مشترک چه ویژگی‌هایی دارند؟ برنامه‌های نامناسب و غیرکارآمد را هم بررسی کنید. ببینید مشکلشان چیست؟
  • سطح رقابت مستقیم و غیرمستقیم و اینکه چطور خودتان را متفاوت نشان دهید را هم به دقت بررسی کنید.
  • آیا نیازی هست که هیچ برنامه‌ای تا الان برآورده نکرده باشد؟ اولین بودن خودش مزیت بزرگی است.
  • برنامه‌های مطرح را دانلود و تست کنید. به نقاط قوت و ضعف آن از دید کاربران و خودتان که باعث تجربه‌ی کاربری خوب یا بد می‌شود دقت کنید.
  • نظرات و بررسی‌های برنامه را با حوصله بخوانید بخصوص نقدها و ضعف‌های بیان شده.

پس از طی کردن این فرایند احتمالا ایده‌هایی به ذهنتان خطور می‌کند. بر روی مشکلات بغرنج‌تر بازار دقیق‌تر شوید. ایده‌ی عالی چیزی مابین ناحیه‌ی نقاط درد (نیازی که نبودش برای کاربران دردناک است) و چیزی که شما می‌خواهید پیشنهاد دهید قرار دارد. آن را پیدا کنید.

۲- طراحی عالی! ذوق اولیه‌ی کاربران

روراست باشید. مهم‌ترین عامل دانلود برنامه از مارکت‌ها لااقل اولین دلیلش گرافیک آن است. وقتی در مارکت‌ها دنبال اپلیکیشنی هستید از آیکونش بگیر تا اسکرین‌شات‌ها روی دانلود برنامه تاثیر می‌گذارد. حالا این فقط تاثیر گرافیک روی دانلود برنامه است. همین موضوع در هنگام کار با برنامه نیز صادق است. پس عناصر بصری برنامه باید در بالاترین کیفیت قرار داشته باشند. این چیزی است که در همه‌ی اپلیکیشن‌های موفق شاهدش هستیم. البته زیبایی فقط به ظاهر نیست. عملکرد و کاربردپذیری آن نیز اهمیت بالایی دارد.

  • قابلیت‌های برنامه چگونه پیاده‌سازی شده است؟
  • آیا معماری اطلاعات برنامه به گونه‌ای هست که کاربران به راحتی قابل به درک و پیمایش آن باشند؟
  • یادگیری کار با برنامه آسان است یا سخت؟

همه‌ی این‌ها جزئی از زیبای برنامه محسوب می‌شوند. خانه‌ای زیبا، مملو از لوازم شیک که هرکدام به  گوشه‌ای پرت شده باشد را تجسم کنید. این خانه هنوز زیبا نیست چون زیبایی فقط به ظاهر نیست.

۳- برقراری ارتباط بین کاربران

چیزهایی مثل زیبایی و کارایی برنامه و هرچیزی که مربوط به خودِ برنامه است تنها بخشی از ماجراست. وقتی به محبوب‌ترین برنامه‌ها نظیر تلگرام، واتس‌اپ، فیسبوک، اینستاگرام، لاین و … نگاه می‌کنیم. چیز مشترکی در بین همه‌ی آن‌ها وجود دارد و آن ارتباط است. این برنامه‌ها بستری برای ارتباط افراد با یکدیگر فراهم کرده‌اند و این چیزی است که اغلب کاربران به دنبال آن هستند. ماهیت ارتباطی برنامه باعث می‌شود تا کاربران شما ناخودآگاه به گسترش کسب‌‌وکارتان کمک کنند. چیزی که اپلیکیشن لاین را به یک اپراتور تبدیل کرد قطعا حمایت کاربران بود.

۴- برنامه باید خاصیت چسبندگی داشته باشد

برنامه‌ی شما باید طوری باشد که اعتیادآور یا به عبارتی چسبنده باشد. یعنی بعد از نصب برنامه، تمایل به چک کردن روزانه‌ی آن وجود داشته باشد. از این اپ‌هایی که نصب و چند صباحی دیگر به فراموشی سپرده می‌شوند نباشد. احتمالا همین الان هم اپلیکیشن‌هایی بر روی گوشی‌تان هست که هر روز یا هر چند ساعت یکبار چکشان می‌کنید. این برنامه‌ها چسبنده هستند.

چسبنده ساختن یک برنامه به میزان درک شما از خواسته‌ها و نیازهای کاربران برمی‌گردد. مثلا سازنده‌ی اپلیکیشن چیز با توجه به استقبال کاربران ایرانی از کلیپ‌های کوتاه طنز، این برنامه را ساخت تا کاربران کلیپ‌های جالبشان را به اشتراک بگذارند. درک صحیحِ نیاز، برنامه‌ی شما را چسبنده می‌کند. چیزی که چیز را به یک برنامه‌ی اعتیاد آور با ۱۰ هزار کاربر تبدیل کرد!

بخوانید  تست کدها در اندروید - بخش دوم

خب حالا برویم سروقت برآورد هزینه‌ی ساخت و توسعه‌ی اپلیکیشن.

فاکتورهای موثر بر هزینه‌ی ساخت برنامه

اپلیکیشن‌های موبایل در اندازه‌ها، اشکال، رنگ‌ها و قابلیت‌های مختلفی عرضه می‌شوند که هر یک از آن‌ها دنیایی از متغیرها برای اثرگذاری روی هزینه‌ها در دل خود جای داده‌اند. در مجموع، فاکتورهای اولیه موثر بر هزینه‌های توسعه این‌ها هستند:

  1. مدل کسب‌وکار
  2. پلتفرم
  3. عملکرد و قابلیت‌ها
  4. طراحی
  5. توسعه‌دهنده

البته این وسط هزینه‌های پنهان دیگری نیز وجود دارد که داستانش جداست اما بخش عمده‌ی هزینه‌های توسعه همین ۵ مورد است. در ادامه، هر یک از این موارد را دقیق‌تر بررسی می‌کنیم تا دید کاملتری نسبت به آن‌ها داشته باشید.

مدل کسب‌وکار

تلاش برای ساخت یک برنامه با طرح‌ریزی مدل کسب‌وکار (Business Model) آن آغاز می‌شود. مدل کسسب‌وکار در مورد درآمدزایی و میزان سودآوری برنامه صحبت می‌کند و مهم‌ترین عامل در تعیین هزینه‌های لازم برای ساخت اپلیکیشن است. در هنگام نوشتن طرح کسب‌وکار موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  • مشتریان هدف شما، وقتشان را کجا سپری می‌کنند؟
  • از چه پلتفرم‌ها و دستگاه‌هایی استفاده می‌کنند؟
  • از برنامه چقدر کسب درآمد خواهید کرد؟
  • آیا برنامه را به صورت رایگان یا فروشی عرضه می‌کنید؟
  • آیا برنامه را با قیمت ثابتی می‌خواهید بفروشید؟
  • یا می‌خواهید از پرداخت درون‌برنامه‌ای کسب درآمد کنید؟
  • آیا برنامه‌ی شما از تبلیغات درون‌برنامه‌ای یا سایر روش‌های تبلیغاتی استفاده می‌کند؟ تبلیغات برای محصولات خودتان یا دیگران؟
  • آیا کاربران شما اهمیتی به ظاهر گرافیکی برنامه یا عملکرد آن می‌دهند؟
  • آیا دنبال یک تجربه کاربری منحصر به فرد هستید؟

پاسخ به هر یک از این سوالات (و خیلی از سوال‌های دیگر) دقیقا مسیر و هدف برنامه را مشخص کرده و تاثیر مستقیمی روی سایر فاکتورها یعنی پلتفرم، عملکرد، طراحی و توسعه خواهد داشت. به عنوان مثال، فروش مستقیم برنامه با قیمت ثابت، سرراست‌تر است. برنامه را در مارکت قرار می‌دهید و هر کسی خواست دانلود کند اول باید پرداخت کند. اما پرداخت درون‌برنامه‌ای، زمان و هزینه‌ی بیشتری برای پیاده‌سازی لازم دارد که برای اپلیکیشن‌های تجاریِ تمام‌عیار کلی هزینه به بار می‌آورد. برای تنگ‌تر کردن حلقه‌ی بررسی مدل کسب‌وکار موارد زیر را در نظر داشته باشید:

  1. برنامه‌ی شما برای برطرف کردن چه نیازی ساخته شده است؟
  2. نقطه‌ قیمت برنامه (قیمتی که تقاضا در آن نقطه در بالاترین حد خود قرار دارد)
  3. و استراتژی کسب‌درآمد

این تنها راه پیش‌بینی سودآور بودن برنامه است. بیایید هر یک را با دقت بیشتری بررسی کنیم.

برنامه‌ی شما برای برطرف کردن چه نیازی ساخته شده است؟

«برای مشکل می‌توان دنبال راه‌حلی بود ولی برای راه‌حل نمی‌توان مشکلی یافت.» قبل از ساخت برنامه، بسیار بسیار مهم است که پژوهش و تحقیقات گسترده‌ای در بازار به عمل آورید تا نیاز مردم را به درستی درک کنید و بر همان اساس اقدام به ایده‌پردازی و ساخت برنامه کنید. به قول گَری هالبِرت (Gary Halbert) – بازاریاب افسانه‌ای – شما باید دنبال جمعیت قحطی زده‌ی خودتان باشید. در واقع باید نیاز واقعی بازار شناخته شود در غیر اینصورت باقی کارها آب در هاون کوبیدن است!

پیدا کردن نقطه قیمت برنامه

خب، حالا که می‌دانید اپلیکیشن شما بازار مناسبی دارد وقت کار کردن روی قیمت‌گذاری و مدل درآمدی آن است.

برای قیمت برنامه دو گزینه پیش‌روی شماست:

  • برنامه‌های فروشی
  • برنامه‌های رایگان

برنامه‌های فروشی ظاهرا ساده‌تر است؟ اما آیا بهتر هم هست؟ چطور از برنامه‌های رایگان پول در بیاوریم؟

برنامه‌های فروشی خیلی سرراست هستند. برنامه را با قیمت مشخصی در مارکت‌ها قرار می‌دهید و هرچقدر بیشتر دانلود داشته باشید، درآمد بیشتری هم می‌کنید. قیمت‌گذاری اپلیکیشن در این روش کار حساسی است. به موارد زیر توجه داشته باشید:

  • هزینه‌های ساخت برنامه: طبیعتا قیمت برنامه را باید طوری در نظر بگیرید که هزینه‌ی مخارجش را در بیاورد.
  • موقعیت تجاری شما در بازار: پایه، متوسط یا سطح بالا؟ موقعیت تجاری برنامه به قابلیت‌ها و عملکرد آن در مقایسه با رقبا برمی‌گردد؟
  • تمایل بازار به پرداخت: شما باید توانایی بازاریابی و فروش برنامه به کاربران ایده‌آل‌تان را داشته باشید.

با بررسی اجمالی مارکت‌ها قیمت‌هایی از ۱ تا ۲۰ دلار را شاهد هستیم. ستون خاکستری در نمودار پایین متوسط قیمت جهانی برنامه‌ها را نشان می‌دهد. قیمت‌ها در نمودار بر اساس دلار آمریکا است. برای مارکت‌های داخلی قیمت متفاوت است و باید بر اساس آن محاسبه کنید.

برای قیمت‌گذاری ایده‌آل برنامه، مراحل زیر را طی کنید:

قدم اول – جمعیت‌شناسی و روان‌شناسی کاربران ایده‌آل

پیدا کردن خریداران و مشتریان واقعی برنامه از اهمیت بالایی برخوردار است. تنها با این کار می‌توانید جایگاه خود را یافته و قیمتی ایده‌آل برای برنامه در نظر بگیرید. اطلاعاتی مانند سن، جنسیت، شغل، وُسع مالی و … را یادداشت کنید. سپس به بررسی مسائل خاکستری بپردازید. چه اعتقادی در مورد شما و ارزش برنامه‌ی شما دارند؟ رفتار و منش آن‌ها چگونه است و اینها چه تاثیری روی تصمیمات خریدشان می‌گذارد؟

قدم دوم – رقبا را آنالیز کنید.

احتمالا رقبای شما با آزمون و خطا توانسته‌اند به نقطه‌ی قیمت مناسبی دست پیدا کنند که این موضوع در یافتن قیمت مناسب، بسیار کمک‌کننده است.

قدم سوم – شناساییی خریداران بالقوه و ایده‌آل

بعد از پیدا کردن مشتریان احتمالی، دسته‌بندی‌شان کنید و آن گروهی که بیشتر از بقیه احتمال می‌دهید خریدار محصول شما باشند را جدا کنید. با تعدادی از این افراد تماس گرفته و بپرسید که آیا حاضر به خرید برنامه‌ی شما هستند؟ اگر بله با چه قیمتی.

قدم چهارم – چیزی مابین قیمتی که برایتان سودآوری دارد و آنچه مشتری حاضر به پرداخت است انتخاب کنید.

اگرچه تقاضای مشتریان ارجحیت داشته ولی حاشیه‌ی سود شما نیز اهمیت دارد بنابراین به سادگی تن به هر قیمتی ندهید.

قدم پنجم – قیمت انتخابی را بر روی مارکت هدف آزمایش کنید.

به معرض فروش گذاشتن برنامه، حرف نهایی در موفقیت قیمت‌گذاری و مدل درآمدی شماست. بنابراین برای اپلیکیشن خود بازاریابی کرده و آن را در معرض فروش بگذارید.

و اما در مورد برنامه‌های رایگان

این مدل درآمدی بسیار متغیر بوده و نسبت به فروش مستقیم نوسان بیشتری دارد. به راستی از برنامه‌های رایگان چطور می‌توان کسب درآمد کرد؟

چند مثال از روش‌های سودآوری این نوع اپلیکیشن‌ها:

  • فروش درون‌برنامه‌ای
  • کسب درآمد از تبلیغات
  • استفاده از برنامه‌های رایگان به منظور سکویی برای فروش سایر محصولات
  • جمع‌آوری کاربران برای فروش محصولاتی که در آینده تولید می‌کنید
  • افزایش اعتماد و اعتبار برند

خب حالا که با دو مدل درآمدی آشنا شدید، لابد می‌گویید کدام یک بهتر است؟ راستش را بخواهید، جواب قطعی و ساده‌ای وجود ندارد. پاسخ این سوال بستگی دارد به اهداف شما از برنامه و فضای رقابتی که در آن قرار دارید. اما صرفنظر از مدل درآمدی انتخاب شده، نرم‌افزار موبایل سودآور است. حالا ممکن است جنس این سود، پول یا کسب اعتبار و شهرت باشد.

پلتفرم

ایده‌ی برنامه، قابلیت‌ها، مخاطبان و مدل درآمدی آن مشخص شده است. اکنون نوبت انتخاب سکو یا پلتفرم برنامه است. اندروید، iOS، ویندوز فون، تحت وب یا همه‌ی آن‌ها. برنامه‌تان را می‌خواهید روی کدام پلتفرم اجرا کنید. بسته به پلتفرم انتخاب شده، قیمت برنامه می‌تواند متغیر باشد. وقتی صحبت از برنامه‌های Native است، انتخاب رایج بین دو گزینه اندروید و اپل است. همانطور که می‌دانید، انتخاب سختی است. کاربران اندروید و اپل کاملا با یکدیگر متفاوت هستند. حالا چرا برنامه را برای هر دو پلتفرم نسازیم؟ اگر پولش را دارید، چرا که نه. حتما این کار را انجام دهید!

به سوالمان برگردیم، کدام یک را انتخاب کنیم؟ برای کمک به شما مزایا و معایب هر دو پلتفرم را بیان می‌کنیم. تصمیم با خودتان:

مزایای iOS

  • هزینه و زمان کمتر برای ساخت برنامه نسبت به اندروید. به همین خاطر بسیاری از شرکت‌ها ابتدا نسخه‌ی iOS اپلیکیشن را منتشر می‌کنند و پس از استقبال از آن سراغ نسخه‌ی اندرویدی می‌روند.
  • کاربران وفادارتر و خودمانی بگوییم پولدارتر که راحت‌تر برای خرید اپلیکیشن پول خرج می‌کنند.
  • ارزش ویژه‌ی مشتری برای کاربران اپل بیشتر از اندروید است.
  • حساسیت کیفی اپل و کنترل‌های سرسختانه‌اش تضمین‌کننده‌ی کیفیت بالاتر برنامه‌هاست. بنابراین مثل اندروید، هر کسی با هر برنامه‌ای نمی‌تواند به رقابت با شما بیاید. به عبارتی رقبای شما برنامه‌هایی هستند که سرشان به تنشان می‌ارزد!

معایب iOS

  • ماهیت اپل مستلزم ارائه مرتب بروزرسانی برای اپلیکیشن‌هاست. افرادی که طبق استانداردهای اپل از انجام این کار  طفره بروند از فضای رقابتی مارکت خارج می‌شوند. تعمیر و نگهداری منظم برنامه، هزینه‌ی نهایی را افزایش می‌دهد.
  • سیاست‌های اپل در پذیرش و تایید برنامه‌ها بسیار سرسخت‌تر از گوگل است بخصوص برای ایرانی‌ها

مزایای اندروید

  • تعداد بیشتر و ترافیک بالاتر کاربران اندروید که به معنی بازار گسترده‌تر و فروش بیشتر است.
  • قیمت برنامه‌های اندرویدی نسبت به معادل اپلی خود ارزان‌تر هستند که استقبال بیشتر کاربران را به دنبال دارد.
  • بروزرسانی‌های اندروید به اندازه‌ی اپل نیست.

معایب اندروید

  • کاربران اندرویدی خسیس‌تر هستند و به خاطر تعدد برنامه‌های رایگان خیلی سخت پول خرج می‌کنند.
  • توسعه‌ی برنامه‌های اندروید زمان بیشتری لازم دارد. به گفته‌ی توسعه‌دهندگان، لااقل ۲ الی ۳ برابر iOS
  • تنوع بسیار زیاد دستگاه‌های اندرویدی در سایزها و رزولوشن‌های مختلف، بروزنگه‌داشتن برنامه و سازگاری با دستگاه‌های مختلف را به یک کابوس تبدیل می‌کند که همه‌ی اینها هزینه‌ی توسعه و نگهداری را افزایش می‌دهند.

خب حالا که با مزایای هر دو پلتفرم آشنا شدیم، جمع‌بندی نهایی را ارائه می‌دهیم.

اندروید یا iOS: کدام یک بهتر است؟

ضریب نفوذ هر دو پلتفرم در سطح خوبی قرار دارد. اما دو نکته لازم است گفته شود:

  1. اولی سبک سنگین کردن منافع هر کدام
  2. و دیگری کاربران هدفتان

منظور ما از سبک سنگین کردن این است که مثلا اپل قواعد و دستورالعمل‌های سختگیرانه‌ای برای توسعه‌دهندگان وضع کرده تا کیفیت و امنیت پلتفرم حفظ شود. اینجا باید حساب کتاب کنید که هزینه‌های سربار برای نگه‌داری برنامه، ارزش حفظ کیفیت و امنیت برنامه را دارد یا نه. همین موضوع برای سایر موارد نیز صدق می‌کند. کاربران اندرویدی کمتر خرج می‌کنند ولی تعدادشان هم خیلی بیشتر از جمعیت کاربران iOS است. تشخیص مصالح به مدل کسب‌وکار و اهداف برنامه‌ی شما برمی‌گردد.

دومین و مهم‌ترین بخش این معادله، کاربران شما هستند. باید هر دو گروه کاربران اندروید و iOS را تحلیل روانشناسانه کنید و در نهایت ببینید کدام یک به کاربران ایده‌آل شما نزدیک‌تر هستند. به عنوان مثال اگر مشتریان هدفتان سیاه‌پوست‌های آمریکایی ۲۰ الی ۳۰ ساله باشند شاید اندروید انتخاب بهتری باشد. جدول پایین این حرف را تایید می‌کند.

یا برای مثال اگر کاربران هدفتان آسیا، آفریقا یا آمریکای جنوبی است به طور قطع اندروید پیروز میدان است.

اگر پولش را داشتید حتما برنامه را بر روی دو پلتفرم منتشر کنید. هر دو آینده‌ی خوبی دارند. با این حال همانطور که گفتیم توسعه و نگهداری برنامه برای اندروید به زمان و حوصله‌ی بیشتری نیاز دارد که تا حدودی هزینه‌های ساخت، توسعه و نگهداری برنامه را افزایش می‌دهد. انتشار روی دو پلتفرم هزینه‌ها را تقریبا دوبرابر می‌کند. البته بعد از توسعه‌ی برنامه روی یک پلتفرم، ساخت اپلیکیشن برای پلتفرم دیگر آسان‌تر است ولی چیزی که هست تقریبا ۷۵% هزینه‌ی اولیه را برای پلتفرم بعدی نیز باید تقبل کنید.

نوع برنامه و عملکرد آن

بعد از انتخاب پلتفرم، نوبت ساخت برنامه است. نوع برنامه و ویژگی‌های فنی‌اش به تنهایی فاکتور مهمی در تعیین هزینه‌هاست. اپلیکیشن‌های موبایل مدام در حال داینامیک‌تر شدن هستند و تقریباً هیچ محدودیتی در چیزهایی که می‌سازند نیست. در این راهنما، نوع برنامه را به چهار دسته تقسیم می‌کنیم:

  • لیستی/جدولی
  • دیتابیسی
  • داینامیک/پویا
  • بازی

لیستی/جدولی

این اپلیکیشن‌ها معمولا لیستی از اطلاعات را نمایش می‌دهند. در واقع لیستی از داده‌ها ظاهر می‌شود که با کلیک روی هر یک، زیرمجموعه یا جزئیات آن نمایش داده می‌شود. نمونه‌اش، انبوه کتاب‌هایی است که در قالب یک برنامه در مارکت‌ها منتشر شده‌اند. مثلا کتاب‌های تعبیر خواب. این دسته ساده‌ترین نوع برنامه‌ها را تشکیل می‌دهند و بیشتر از اپلیکیشن به یک وب‌سایت ساده شبیه هستند.

بخوانید  کاتلین - جایگزین شایسته جاوا

مبتنی بر دیتابیس

این برنامه‌ها کمی پیچیده‌تر هستند. در این اپلیکیشن‌ها کاربران می‌توانند میان انبوهی از داده‌ها که در یک پایگاه داده ذخیره شده، عملیات جستجو، مرتب‌سازی و نمایش داده‌ها را انجام دهند. برنامه‌های دیتابیس محور اغلب به یک سایت یا وب‌سرویس برای دریافت اطلاعات متصل می‌شوند. همین موضوع ساخت این برنامه‌ها را سخت‌تر از جدولی‌ها می‌کند.

برنامه‌های داینامیک

این برنامه‌ها همانند برنامه‌های مبتنی بر دیتابیس هستند ولی با این تفاوت که فقط به سرور متصل نشده بلکه با سایر پلتفرم‌ها و نرم‌افزارها از طریق API متصل است. مثلا اپلیکیشن‌های مبتنی بر توییتر نیازمند اتصال و یکپارچه شدن با API توییتر و سایر داده‌ها هستند. API خودش داستان جدایی دارد و به صورت چشمگیری هزینه‌ی توسعه و ساخت برنامه را افزایش می‌دهد.

بازی‌ها

آخرین دسته، سخت‌ترین نوع اپلیکیشن‌های موبایل را تشکیل می‌دهد. ساخت یک بازی ساده می‌تواند به اندازه‌ی یک اپلیکیشن داینامیک، هزینه و سختی کار داشته باشد. ولی ساخت یک بازی سه‌بعدی با انجین اختصاصی به مراتب از هر نوع برنامه‌ی موبایلی سخت‌تر و پرهزینه‌تر است. این تفاوت تا آنجاست که بازی‌سازی برای پلتفرم موبایل به شاخه‌ای تخصصی و جدا تبدیل شده است.

اگرچه این چهار دسته، بخش عمده‌ی اپلیکیشن‌های موبایل را تشکیل می‌دهند ولی با توجه به تنوع گسترده‌ای که در بازار برنامه‌های موبایل شاهد هستیم، دسته‌‌بندی‌های جدیدی نیز به این موارد اضافه می‌شود. گاهی‌اوقات پیاده‌سازی قابلیت ساده‌ای ممکن است هزینه‌ی بالایی داشته باشد و بعضی وقت‌ها پیاده‌سازی چندین قابلیت مقرون‌به‌صرفه است.

قابلیت‌های اضافه

معمولا هر برنامه‌ای علاوه بر عملکردهای پایه، قابلیت‌های اضافه‌ای نیز دارد که هزینه‌ی کلی اپلیکیشن را بالا می‌برند. برخی از این قابلیت‌ها عبارتند از :

  • لاگین: اغلب برنامه‌ها، این ویژگی را دارند. فرمی ساده که برای ثبت‌نام و لاگین افراد به کار می‌رود. در این فرم معمولا ایمیل یا شماره موبایل دریافت می‌شود که به درد اهداف بازاریابی هم می‌خورد.
  • پروفایل کاربران: این قابلیت نیز در بیشتر برنامه‌ها وجود دارد. صفحه‎ای مجزا که بسته به نوع اپلیکیشن، اطلاعاتی نظیر نام، بیو، علاقه‌مندی‌ها و … را نمایش می‌دهد. این اطلاعات توسط کاربر قابل ویرایش است.
  • خرید درون‌برنامه‌ای: خرید درون‌برنامه‌ای قابلیتی است که بخش عمده‌ی درآمد اپلیکیشن‌های موبایل را تشکیل می‌دهد. از این ویژگی به منظور پیشنهاد امکانات پولی برنامه، برداشتن محدودیت‌ها، نسخه‌ی پرمیوم و … استفاده می‌کنند. نمونه‌اش خرید جم در بازی کلش‌آف‌کلنز.
  • اتصال به درگاه پرداخت: برای تراکنش‌های مالی نیازمند اتصال به درگاه‌های پرداخت هستید. این قسمت معمولا توسط مارکت‌ها در اختیار شما قرار می‌گیرد ولی در صورتی که بخواهید خارج از مارکت، از اپلیکیشن خود کسب درآمد کنید چاره‌ای ندارید که خودتان این قابلیت را پیاده‌سازی و به برنامه متصل کنید.
  • شخصی‌سازی: بسیاری از کاربران به قابلیت‌های شخصی‌سازی برنامه اهمیت می‌دهند. تغییر ظاهر برنامه، کنترل قابلیت‌های آن طبق سلیقه‌ی کاربر، شخصی‌سازی گفته می‌شود. این ویژگی در دسته‌ای از برنامه‌ها مثلا لانچرها اهمیت بالاتری دارد.
  • جستجو: قابلیت جستجو از مهم‌ترین ویژگی‌های برنامه است که در اپلیکیشن‌های داده‌محور نطیر کتابخوان دیجیتال قائمیه، طاقچه و فیدیبو کاربرد فراوانی دارد. پیاده‌سازی درست این قابلیت، تجربه بهتری برای کاربران به ارمغان خواهد آورد.
  • اتصال اینترنتی: ذخیره اطلاعات و سینک شدن داده‌های برنامه در پلتفرم‌های مختلف نیازمند اتصال اینترنتی به سرورهای برنامه است. این قابلیت تقریبا در همه‌ی اپ‌های اجتماعی مثل تویتر، تلگرام، فیسبوک و … وجود دارد. مثلا وقتی در نسخه‌ی موبایلی تلگرام پیامی به دوستتان بفرستید، همان پیام در نسخه‌ی دسکتاپ نیز نمایش داده می‌شود. یا وقتی آواتار خود را فیسبوک عوض کنید، نسخه‌ی موبایل نیز تغییرات اعمال شده را نمایش می‌دهد.
  • موقعیت جغرافیانی: قابلیتی است که با دریافت موقعیت جغرافیایی کاربر اطلاعات مناسب آن مکان را نمایش می‌دهد. وجود این قابلیت در اپلیکیشن‌های مسیریابی مثل گوگل‌مپ، گردشگری، سفارش غذا و دوست‌یابی ضروری است.
  • پوش‌نوتیفیکیشن: این قابلیت بخصوص در اپ‌های خبری کاربرد دارد. به محض رسیدن خبر جدید، از طریق نوتیفیکیشن به کاربر اطلاع داده می‌شود. این اعلان‌ها حتی زمانی که کاربر خارج از برنامه باشد نیز نمایش داده می‌شود.
  • چت/ارسال پیام: در صورتی که می‌خواهید کاربرانتان به یکدیگر پیام ارسال کنند، وجود این قابلیت ضروری است. چیزی که ماهیت اصلی اپلیکیشن‌های پیام‌رسان‌ها است.
  • سیستم نظرسنجی و رتبه‌دهی: آیا می‌خواهید کاربرانتان به اپلیکیشن شما امتیاز دهند یا نظرشان را درباره‌ی خدمات و محتوای ارائه شده بگویند؟ پیاده‌سازی این قابلیت در چنین شرایطی ضروری است.

موارد بیان شده، ویژگی‌های عمده‌ای است که در بیشتر برنامه‌ها شاهدش هستیم. خیلی از افراد در هنگام ساخت برنامه، این قابلیت‌ها و هزینه و زمانی که صرف پیاده‌سازی‌شان می‌شود را دست‌کم می‌گیرند در حالی که حقیقت چیز دیگری می‌گوید. گاهی اوقات پیاده کردن تنها یکی از قابلیت‌های فوق به اندازه‌ی کل زمانی که برای ساخت برنامه صرف می‌شود زمان می‌برد. این زمان مسلما هزینه‌بر است. بنابراین قابلیت‌های فوق روی هزینه‌ی نهایی برنامه تاثیر می‌گذارند.

طراحی

واسط گرافیکی برنامه یکی از مهم‌ترین بخش‌های آن است. چیزی که در نگاه اول کاربران را جذب برنامه می‌کند، ظاهر گرافیکی آن است.

واسط کاربری از دو جزء اصلی تشکیل شده است:

طراحی گرافیک برنامه

این جمله را شنیده‌اید که عقل مردم به چشمشان است! یک آیکون زیبا و چشم‌نواز می‌تواند کاربر را جذب کند. ظاهر زیبا، وفاداری کاربران به برنامه را افزایش داده طوری که بسیاری از طراحان، ظاهر اپلیکیشن را طوری درست می‌کنند که کاربر دوست دارد بیشتر و بیشتر با آن کار کند. یک اپلیکیشن، کلی عناصر گرافیکی دارد. از آیکونش بگیر تا صفحه خوش‌آمد‌گویی، تب‌ها، دکمه‌ها، منوها و … . برای زیباسازی برنامه باید همه‌ی این عناصر را در نظر داشته باشید.

اگر خواستار طراحی زیبای اپلیکیشن و ارائه‌ی یک کار حرفه‌ای هستید باید مبلغ قابل توجهی را به یک تیم طراحی با نمونه‌کارهای حرفه‌ای و زیبا اختصاص دهید. واقع‌بین هم باشیم بین یک آیکون ۳۰۰ دلاری و ۱۵۰۰ دلاری تفاوت آشکاری وجود دارد. کار حرفه‌ای پول بیشتری هم می‌طلبد. البته میزان بودجه‌ی مصرفی، بسته به نوع برنامه و مخاطبان آن متغیر است. جایی که برنامه‌ با یک دیزاین مطلوب، فاصله‌ی خوبی از رقبا بگیرد و بودجه‌ی شما نیز محدود باشد واقعا ضرورتی به سرمایه‌گذاری بیش از حد روی گرافیک برنامه نیست. ولی گاهی اوقات مخاطبان و موضوع برنامه ایجاب می‌کند که با کاهش قابلیت‌های برنامه، هزینه‌ی بیشتری صرف ظاهر آن کنید.

طراحی رابط و تجربه کاربری

گرافیک و ظاهر مناسب مهم است ولی نه به اندازه‌ی تجربه‌ی کاربری (UX: User Experience). واسط کاربری و تجربه‌ی کاربری چیزی است که اغلب توسعه‌دهندگان اهمیت زیادی به آن نمی‌دهند. شما می‌توانید از این فرصت به نفع خود استفاده کنید. این جنبه از طراحی، تعیین‌کننده‌ی نوع ارتباط کاربران با اپلیکیشن شماست. طراحی UX میزان حصول اهداف برنامه را مشخص می‌کند. هرچیزی از مشارکت کاربران تا تبدیل مشتری، ارتباط تنگاتنگی با تجربه‌ی کاربری دارد. معمولا این فاکتور و سطح انتظار شما تعیین‌کننده‌ی نوع برنامه‌نویسان و هزینه‌های پرداختی است.

توسعه

تمام چیزهایی که تا الان در موردش حرف زدیم به خود برنامه و تصمیمات شما قبل از ساخت آن برمی‌گردد. مدل کسب‌وکاری که تصمیم شما بر مبنای آن شکل می‌گیرد، پلتفرم انتخابی، عملکردها و قابلیت‌های موردنیاز همگی نیازمند پرداخت هزینه‌هایی است که واقعا در کنترل شما نیست. این‌ها هزینه‌های عینی ساخت اپلیکیشن موبایل است. متاسفانه هزینه‌های دیگری نیز هست که به ما و انتخاب‌هایمان بر می‌گردد. مثلا انتخاب توسعه‌دهنده و تیم توسعه‌ی اپلیکیشن بر عهده‌ی ماست.

توسعه‌دهندگان به سه دسته تقسیم می‌شوند:

  1. فری‌لنسر یا آزادکار
  2. شرکت‌های کوچک برنامه‌نویسی
  3. شرکت‌های بزرگ برنامه‌نویسی

هر یک از این‌ها مزایا و معایبی دارند که بهتر است در جریان آن قرار بگیرید. اما قبلَش این سوال را مطرح می‌کنیم که اصلا چرا توسعه‌دهنده استخدام کنیم؟ چرا خودمان برنامه را نسازیم؟ خب، اگر دانش و تجربه‌ی این کار را دارید، چرا که نه! اتفاقا پیشنهاد خوب و معقولی است. اما اگر به ذهنتان زده، همینجور الله‌بختکی شروع کنید به ماست‌مالی کردن برنامه، پیشنهاد می‌کنیم وقتتان را صرف چیزهای دیگری کنید. از طرفی یادگیری برنامه‌نویسی و کسب تجربه‌ی کافی در این کار زمان می‌خواهد. زمانی که بسته به نوع اپلیکشنی که می‌خواهید بسازید به چند سال هم خواهد رسید. در چنین شرایطی استخدام یک برنامه‌نویس کهنه‌کار و زبده بهترین پیشنهاد است. حال بیایید به بررسی معایب و مزایای هرکدام از دسته‌بندی‌های بالا بپردازیم:

فری‌لنسرها

این دسته از توسعه‌دهنده‌ها ارزان‌ترین برنامه‌نویسانی هستند که می‌توانید برای ساخت اپلیکیشن خود روی آن‌ها حساب باز کنید و واقعا تنها دلیل ارجحیت فری‌لنسرها به شرکت‌های برنامه‌نویسی همین موضوع ارزان بودنشان هست. وقتی یک فری‌لنسر را استخدام می‌کنید در واقع به جزء او، ریسک‌های همراه او را هم می‌پذیرید. اگر فری‌لنسر مهارت کافی نداشته باشد، در واقع پولتان را آتش زده‌اید. اگر طرف آدم کُند، بدقول و بی‌برنامه‌ای باشد، کلی سَرِ به پایان رسیدن پروژه، جنگ و دعوا خواهید داشت. شاید هم هیچگاه به پایان نرسد. بعلاوه فری‌لنسرها در اغلب موارد برای کسب درآمد بیشتر رو به انجام هر کاری می‌آورند و به ندرت فردی حرفه‌ای و ماهر وقت خود را صرف سایت‌های فری‌لنس می‌کند. استفاده از این افراد برای ساخت برنامه‌های ساده مشکل چندانی ندارد ولی برای ساخت اپلیکیشن‌های پیچیده بعید است توسعه‌دهنده‌ی مناسبی را پیدا کنید.

اگر مسیر فری‌لنس را انتخاب کنید، احتمالا با تعداد معدودی از فری‌لنسرها سروکار دارید که شما را با مشکلات و تاخیرهای فراوانی مواجه خواهند ساخت. اما اگر خوش‌شناس باشید و  فرد مناسبی پیدا کنید، سود خوبی می‌کنید. اما اگر بدشانس باشید نه پولی برایتان می‌ماند و نه برنامه‌ای ساخته می‌شود. به هر حال اگر تصمیمتان را گرفته‌اید که از فری‌لنسر استفاده کنید، فرد مناسب را می‌توانید به روش‌های زیر پیدا کنید:

  • وب‌سایت‌های دورکاری مثل پونیشا
  • جستجو در گوگل
  • شبکه ارتباطی شما
  • دوستان و همکلاسی‌های دانشگاه
  • اجتماع طراحان (مثل دریبل)
  • جستجوی کارجو در سایت‌هایی مثل لینکدین و جابینجا

شرکت‌های کوچک برنامه‌نویسی

شرکت‌های کوچک معمولا تیمی متشکل از ۳ الی ۱۰ آدم خلاق بوده که کارشان ساخت دسته‌ی خاصی از برنامه‌ها (مثلا بازی یا نرم‌افزاری مالی) است. هر یک از این افراد تخصص ویژه‌ای دارند و گوشه‌ای از کار را بر عهده می‌گیرند. مثلا یکی توسعه‌دهنده بک‌اند است، دیگری فرانت‌اند، یکی توسعه‌دهنده‌ی دیتابیس، دیگری توسعه‌دهنده‌ی اندروید و … . اگر چنین شرکتی را که قادر به ساخت اپلیکیشن شما است، پیدا کردید، حتما از تجربیات و تخصصشان استفاده کنید. داشتن تیمی یکپارچه و حرفه‌ای برای ساخت برنامه معمولا کیفیت بالاتر، اطمینان، ثبات و تحویل به موقع را به دنبال خواهد داشت. چنین خصوصیتی در شرکت‌های کوچک برنامه‌نویسی وجود دارد که حتی با وجود دستمزد بالاتر از فری‌لنسرها بازهم در مقایسه با شرکت‌های بزرگ مقرون‌به‌صرفه هستند. با این حال شرکت‌های کوچک توانایی کمتری در ساخت اپلیکیشن‌های پیچیده دارند هرچند که یک سروگردن هم بالاتر از فری‌لنسرها قرار داشته باشند. در مجموع شرکت‌های کوچک انتخابی میان‌رده در قیمت، کیفیت و ثبات هستند.

شرکت‌های بزرگ برنامه‌نویسی

شرکت‌های بزرگ به خاطر تیم بزرگتر، تخصص و تجربیات بیشتر، اپلیکیشن باکیفیت‌تری ارائه می‌دهند البته هزینه‌ی آن نیز بیشتر است. برای ساخت برنامه‌های پیچیده تنها انتخاب شما شرکت‌های بزرگ برنامه‌نویسی است. هرچقدر تیم توسعه بزرگتر باشد، در طی ساخت برنامه، مسائل و مشکلات حل نشده‌ی کمتری به وجود می‌آید و اگر مشکلی هم پیش بیاید به خاطر تخصصِ بیشتر تیم، سریعا راهکاری خواهند یافت. اگرچه تضمین ساخت برنامه هیچگاه مطلق نیست ولی شرکت‌های بزرگ به خاطر حفظ اعتبار برندشان هم شده توجه بیشتری به رضایت مشتریان خود دارند.

خب با دسته‌بندی‌های مختلف توسعه‌دهندگان و مزایا و معایب هر کدام آشنا شدید. اما انتخاب یک روش نهایی بستگی به سطح پیچیدگی برنامه، انتظارات شما و سودآوری مورد نظرتان دارد. به خاطر داشته باشید که نوع برنامه‌نویسی که انتخاب می‌کنید تاثیری مستقیم روی هزینه‎ی ساخت اپلیکیشن دارد و همانطور که در ادامه خواهید دید این قیمت بسیار متغیر است. به هر حال هر مسیری انتخاب می‌کنید باید خوب چشمتان را باز کنید تا بهترین مورد را گزینش نمایید.

بخوانید  قسمت دوم :اکتیویتی ها

در هنگام انتخاب یک توسعه‌دهنده چه چیزهایی را ملاک قرار دهیم؟

اگرچه بعضی از انتخاب‌ها ریسک بیشتری از بقیه دارند ولی همان انتخابی که می‌کنید بهترین باشد. وقتی توسعه‌دهنده‌ای به کار می‌گیرید، معیارهای پایین را ملاک قرار دهید:

شخصی را استخدام کنید که سابقه مستند و تجربه‌ی کافی داشته باشد. این بهترین روش برای سنجش مهارت‌های توسعه‌دهنده است. در واقع اگر می‌خواهید بدانید طرف حساب شما چند مرده حلاج است و ادعایش چقدر صحیح است به سابقه‌ی کاری او نگاه کنید. آیا نمونه‌کار قابل بررسی دارند؟ مدارکی برای اثبات تخصصش وجود دارد؟ این مهم‌ترین شاخص یک توسعه‌دهنده است.

به قول لینوس توروالدز: حرف زیاده، کدتو نشون بده!

آیا توسعه‌دهنده در ساخت برنامه‌هایی که در کلاس کاری اپلیکیشن شما است، تبحر کافی دارد؟ فرض کنید می‌خواهید اپلیکیشنی گردشگری برای پلتفرم iOS بسازید. بنابراین عقل حکم می‌کند که فردی را استخدام کنید که قبلا تجربه‌ی ساخت چنین برنامه‌هایی بر روی این پلتفرم را داشته باشد. شاید طرف بتواند برنامه‌های ویرایش تصویر بسازد ولی توان و تجربه کافی در ساخت اپ‌های مبتنی بر نقشه نداشته باشد.

عمیقاً درباره ابعاد مختلف پروژه بحث و گفتگو کنید. ضروری است در همان شروع کار، تمام چیزی که از برنامه انتظار دارید و نقشه‌ی راه را در اختیار توسعه‌دهنده قرار دهید تا وسط کار برنامه‌نویس دبه نکند یا به خاطر مشکلات پیش‌بینی نشده، تحویل پروژه با بودجه و زمان توافق شده به پایان نرسد یا نرساند!

آیا توسعه‌دهنده امکان تحویل پروژه در بازه‌ی زمانی مشخص و متناسب با بودجه‌ی شما را دارد؟ سرمایه‌گذاری مالی و زمانی، موضوع مهمی در انجام پروژه‌هاست. به همین دلیل ضروری است که پیش از شروع کار درباره‌ی مهارت و توان توسعه‌دهنده تضمین کافی را بگیرید. باید در مورد تعداد ساعات کار، زمان گزارش پیشرفت، ارائه بروزرسانی و پشتیبانی از برنامه بحث‌های لازم را انجام دهید.

از برنامه‌نویس‌های جزئی‌نگر و دقیق برای پروژه‌ی خود استفاده کنید. عنوان گویا است. منظورمان استخدام فردی است که اهل ماستمالی کردن نباشد و توجه خوبی به جزئیات و ارائه‌ی یک کار با کیفیت داشته باشد. به عبارت ساده‌تر، فردی را به کار گیرید که صرفنظر از دستمزد توافق شده، حساسیت ذاتی روی کارش داشته باشد. این را از گفتمان و نمونه‌کارهای توسعه‌دهنده می‌توان تشخیص داد.

آیا توسعه‌دهنده قبلا برنامه‌ای به پیچیدگی اپلیکیشن شما پیاده‌سازی کرده است؟ گاهی پیدا کردن شخصی که پروژه‌ای در کلاس کاری اپلیکیشن شما انجام داده باشد دشوار یا غیرممکن است. در چنین شرایطی بررسی کنید که آیا توسعه‌دهنده قبلا پروژه‌ای پیچیده در حد و اندازه‌ی پروژه‌شما انجام داده است یا نه. این موضوع در انتخاب برنامه‌نویس مناسب اهمیت فراوانی دارد.

در مورد مالیکت برنامه به توافق برسید. در مورد حقوق قانونی و معنوی خود با توسعه‌دهنده مذاکره کنید. آیا توسعه‌دهنده، فقط پروژه‌های نهایی را تحویل شما می‌دهد یا سورس آن نیز در اختیارتان قرار می‌گیرد. این بحث‌ها روی لایسنس و قیمت برنامه تاثیرگذار است. این موضوع به خودتان بستگی دارد ولی در هر حال چیزی است که باید در نظر داشته باشید.

خب، هر چیزی که روی قیمت پروژه تاثیر می‌گذارد از پلتفرم، طراحی تا مدل کسب‌وکار توضیح داده شد ولی هنوز برخی از هزینه‌های جانبی و پنهان وجود دارند که در ادامه به چند مورد اشاره می‌کنیم تا در جریان هزینه‌های پیش‌بینی نشده نیز قرار بگیرید.

هزینه‌های پنهان در فرایند توسعه‌ی اپلیکیشن

از زمان شکل‌گیری ایده تا پیاده‌سازی برنامه، هزینه‌های مختلفی بر دوش شماست. اما این تازه آغاز ماجراست. به نمودار پایین نگاه کنید:

همانطور که می‌بینید فراتر از ساخت و توسعه‌ی برنامه، چیزهایی مثل مدیریت، تست و توزیع آن نیز روی هزینه‌ی نهایی تاثیر دارند. بیایید چند نمونه‌شان را بررسی کنیم.

تست برنامه

هر کسی دوست دارد برنامه‌اش بدون باگ باشد بخصوص اگر قرار است برنامه در مارکت‌ها عرضه شود. برای این منظور نیازمند تست برنامه پیش از انتشار آن هستید اما فرایند تست اینطور نیست که یکبار انجام شود و تمام! تست برنامه چیزی است که هماهنگ با توسعه‌ی اپلیکیشن و ارائه‌ی بروزرسانی‌ها شانه به شانه انجام می‌شود. از ما بدانید تست نرم‌افزار چیزی است که تا آخر چرخه‌ی زندگی برنامه ادامه دارد مگر اینکه خودتان ترکَش کنید. بهترین روش برای گزارش نواقص برنامه، تخصیص زمان کافی به فاز تست بتای اپلیکیشن است تا کاربران فرصت کافی برای بررسی و پیدا کردن مشکلات احتمالی آن داشته باشند. تست برنامه هزینه‌ی چندانی ندارد، هزینه‌ی اصلی مربوط به تعمیر مشکلات گزارش شده در فرایند تست است.

حفظ مالکیت معنوی برنامه

قبول دارم، سوء استفاده و انجام کارهای غیرقانونی هر کسی را ناراحت می‌کند. برای جلوگیری از این کار باید هویت حقوقی پیدا کنید. اگر این کار را نکنید ایده‌ی اپلیکیشن شما توسط شخص دیگری و با نام متفاوتی در مارکت‌ها عرضه می‌شود که به ضرر شماست. در چنین شرایطی چون به لحاظ قانونی هویتی ندارید، دستتان به جایی بند نیست و کار خاصی هم نمی‌توانید انجام دهید.

لایه‌های مختلف مالکیت معنوی عبارتند از:

  • کپی‌رایت: که برای حفاظت از محتوا، عناصر بصری (مثل لوگو، آیکون) و محتوای چندرسانه‌ای به کار می‌رود.
  • ثبت اختراع، حق امتیاز یا پتنت (Patent): حفاظت قانونی از ایده‌ی برنامه است تا شخص دیگری آن ایده را برای خود برندارد.
  • نشان‌تجاری (Trademark): پتنت از اختراع و ایده حفاظت می‌کند ولی نشان تجاری حافظ نام شرکت، نام برنامه و شعار آن است.

و همانطور که می‌دانید حفظ مالکیت معنوی و حقوقی بها دارد.

بازاریابی و لانچ برنامه

بازاریابی محصول همیشه هزینه‌ی بالایی دارد. مقدار هزینه‌ی پرداختی در این فاز کاملا بستگی به توان مالی و انتظارات و اپلیکیشن شما دارد. انواع مختلف روش‌های بازاریابی دهان به دهان، تبلیغ در سایت‌های نقد و بررسی برنامه‌ها، آگهی‌های بنری، تبلیغات در گوگل، تبلیغات پیامکی، تبلیغات تلویزیونی و … همگی هزینه‌بر هستند. روش‌های دیگری نیز مثل بازاریابی ایمیلی، بازرایابی در شبکه‌های اجتماعی وجود دارد که هزینه‌های مخصوص خود را دارند.

مدیریت برنامه و پشتیبانی فنی

نمی‌شود که برنامه را در مارکت منتشر کرد و بی‌خیال پشتیبانی آن شد. البته منظور ما صرفا پشتیبانی کاربران برنامه نیست. بروزرسانی‌های مرتب، مدیریت حساب‌های کاربری، مدیریت APIها، جمع‌آوری داده‌ها، نظارت بر رفتار کاربران و … .  همه اینها در حفظ بهینگی برنامه و رضایت و وفاداری کاربران موثر است.

زیرساخت

برنامه‌ی شما (البته آن‌هایی که آنلاین هستند) نیاز دارد تا بر روی سرورهایی سریع و بدون لگ میزبانی شود. داده‌های کاربران باید محافظت شود و اپلیکیشن شما هیچ تاخیری در دریافت اطلاعات نداشته باشد. اینها هزینه دارد و با افزایش حجم کاربران، هزینه‌ها طوری سرسام‌آور می‌شود که هر کسی قادر به تامین آن نیست. مثلا هزینه‎ی ماهیانه‌ی سرورهای اختصاصی هاست دی ال را نگاهی بیندازید.

نگهداری

اگر خواستار کسب درآمد بیشتر، حفظ مخاطبان فعلی و جذب کاربران جدید هستید مدام باید مشکلات برنامه را رفع کنید، قابلیت‌های جدید ارائه دهید که همه‌ی اینها هزینه‌ی نگهداری و سرپانگه‌داشتن برنامه را افزایش می‌دهند. به صورت میانگین ۲۰ تا ۳۰ درصد مجموع هزینه‌های برنامه به فاز نگه‌داری آن مربوط است. بنابراین با فرض مبلغ ۱۰۰ هزار دلار برای برنامه، ۲۰ هزار دلار در سال هزینه نگهداری آن است.

احتمالاً تا الان به این نتیجه رسیده‌اید که برنامه‌سازی موبایل، کسب‌وکار پرهزینه‌ای است. با این حساب آیا باز هم ارزشش را دارد که به سراغ این تجارت پر هزینه و ریسک برویم؟ پاسخ این سوال به هزینه‌ی کلی برنامه برمی‌گردد.

هزینه‌ی کلی یک اپلیکیشن موبایل

خب حالا ببینم همه‌ی این‌ها چقدر برایتان هزینه دارد. بستگی به پیچیدگی برنامه، قابلیت‌ها و نیروی انسانی (تیم توسعه‌دهنده) و پلتفرم انتخابی شما دارد. رَک و پوست‌کنده بگوییم، قیمت نهایی بستگی به توسعه‌دهنده‌ی انتخابی شما دارد. یعنی از یک توسعه‌دهنده تا دیگری قیمت‌ها فرق می‌کند و تاحدودی سلیقه‌ای است. همین الان پروژه‌ای را از چهار پنج برنامه‌نویس قیمت بگیرید. تضمین می‌کنیم که هر کدام رقمی را پیشنهاد خواهند داد. بر اساس گزارش کین‌وِی، سازمان‌ها به صورت میانگین ۲۷۰ هزار دلار برای ساخت و توسعه‌ی یک اپلیکیشن خرج می‌کنند.

و کل فرایند ساخت برنامه از شروع تا لانچ آن چیزی حدود ۱ سال زمان می‌برد.

شرکت Otreva، توسعه‌دهنده‌ی اپلیکیشن‌های موبایل آماری منتشر کرده است که نشانگر متوسط قیمتی ۱۳۰هزار دلار برای ساخت یک برنامه‌ی کسب‌وکار در بالاترین درجه‌ی آن است.

در توصیفی دیگر، کلاچ (Clutch) بعد از نظرسنجی از ۱۲ شرکت پیشرو در ساخت اپلیکیشن‌های موبایل، متوسط هزینه‌ی ساخت یک برنامه‌ی سطح بالای iOS را چیزی بین ۳۸ هزار تا ۱۷۱ هزار دلار گزارش داد.

در نمودار پایین، هزینه‌ی مصرفی در هر یکی از مراحل چرخه‌ی توسعه‌ی برنامه را مشاهده می‌کنید.

و نهایتاً، شرکت OSX Daily، هزینه‌ی ساخت یک برنامه‌ی ساده‌ی iPad را بین ۳۰۰۰ تا ۸۰۰۰ دلار گزارش می‌دهد. اپلیکیشن‌های پیچیده‌تر (که عموما به سفارش برندها ساخته می‌شوند) چیزی حدود ۵۰ هزار تا ۱۵۰ هزار دلار آب می‌خورند. همانطور که می‌بینید، قیمت‌ها کاملا بستگی به توسعه‌دهنده یا شرکتی که قرار است برنامه‌ی شما را بسازد دارد. اما با توجه به این آمارها به سادگی می‌توان فهمید که ساخت یک اپلیکیشن تجاری نیازمند صرف هزینه‌ی چشمگیری است.

محاسبه‌ی هزینه واقعی ساخت اپلیکیشن مورد نظر شما

با توجه به عوامل متعددی که روی توسعه‌ی اپلیکیشن شما اثر می‌گذارند، هزینه‌ی متوسط سودی به حالتان ندارد. هر برنامه‌ای لیستی از قابلیت‌ها و نیازمندی‌ها دارد که قیمت بر اساس آن محاسبه می‌شود. بسیاری از شرکت‌های برنامه‌نویسی، ابزاری برای تخمین قیمت برنامه‌ی شما دارند. چند نمونه را در این سایت‌ها مشاهده کنید.

با این روش مزنه‌ی کار دستتان می‌آید. دقیق نیست ولی در جریان بازه‌ی قیمتی قرار می‌گیرید.

تامین سرمایه لازم برای ساخت اپلیکیشن

هر اپلیکیشن را در حکم یک کسب‌وکار ببینید. یعنی امکان کسب‌درآمد از هر برنامه‌ای وجود دارد. اگر منابع مالی به میزان کافی وجود داشته باشد، صرفه‌جویی زیادی در زمان و تلاشتان به عمل خواهد آمد. اگر هزینه‌ها نجومی نباشد با یک وام کوچک می‌توانید کارتان را جلو ببرید. و اگر خودتان توانایی کدنویسی و ساخت برنامه را داشته باشید که چه بهتر. اما واقعیت این است که اغلب مردم توانایی کسب منافع مالی از اپلیکیشن خود را ندارند. یک برنامه‌‌ی با کیفیت همانطور که دیدید، سرمایه‌گذاری کلانی لازم دارد. راه‌حل چیست؟ سرمایه‌گذاران!

با توجه به بازار جذاب موبایل، افراد زیادی حاضر به سرمایه‌گذاری روی ایده‌ی شما هستند به شرطی که ایده‌ توجیه مالی و آینده‌ای در بازار داشته باشد. خب حالا ببینیم چطور می‌توانیم نظر سرمایه‌گذار را معطوف ایده‌ی خود کنیم؟

سرمایه‌گذار بیش از هر چیزی انتظار بازگشت سرمایه از طریق سودآوری اپلیکیشن شما را دارد. دقیقا به همین دلیل اولین چیزی که بررسی کردیم مدل کسب‌وکار شما بود. مدل کسب‌وکار، یک پروپوزال و سند جامع برای متقاعد کردن سرمایه‌گذار است که از طریق آن می‌توان توجیه مالی برنامه را بیان کرد. در هنگام مذاکره با سرمایه‌گذار همان اول در مورد نوع شراکت، سهام طرفین و تقسیم سود و مسائل بعدی به توافق برسید. گاهی اوقات سرمایه‌گذار فقط حمایت مالی می‌کند و درصد خودش را از سود اپلیکیشن شما برمی‌دارد. گاهی سرمایه‌گذار علاوه بر تامین مالی، تیم توسعه و نیروی لازم برای ساخت برنامه را هم فراهم می‌کند. در مواردی سرمایه‌گذار از شما انتظار تضمین‌های مالی دارد تا متضرر نشود. این بحث‌ها و بسیاری از نکات دیگر در هنگام مذاکره با سرمایه‌گذاران باید روشن شود.

امیدواریم با خواندن این مقاله، دید بهتری نسبت به عوامل دخیل در هزینه‌های ساخت برنامه پیدا کرده باشید و چارچوب کلی تخمین قیمت ساخت برنامه نیز دستتان آمده باشد. هرچقدر با اطلاعات بیشتری شروع به ساخت برنامه کنید، احتمال مواجه شدن با هزینه‌های پیش‌بینی نشده و نهایتاً شکست پروژه کمتر است.

سید ایوب کوکبی

نویسنده و مترجم...

0 دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *